دریچه‌ای به فلسفه روزه‌داری | لقمه‌های راز

  • کد خبر: ۳۹۳۸۸۵
  • ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۷
دریچه‌ای به فلسفه روزه‌داری | لقمه‌های راز
شاید ماجرا فراتر از جسم باشد؛ شاید فرصتی است برای اینکه بفهمیم ما تنها مجموعه‌ای از نیاز‌های لحظه‌ای نیستیم. روزه می‌تواند تمرینی باشد برای کم‌رنگ‌تر کردن «من» و پررنگ‌تر دیدن «او».

اگر به شما بگویند راهی وجود دارد که تمرکزتان را بیشتر می‌کند، اراده‌تان را محکم‌تر می‌سازد و نگاهتان را به زندگی عمیق‌تر می‌کند، آیا حاضر نیستید آن را تجربه کنید؟ جالب است بدانید یکی از قدیمی‌ترین تمرین‌های قدیمی انسانی، دقیقا چنین وعده‌ای می‌دهد؛ چند ساعت آگاهانه «خودداری». نه‌فقط از یک عادت ساده، بلکه از شتاب همیشگی خواستن و پاسخ دادن فوری به هر میل.

شاید ماجرا فراتر از جسم باشد؛ شاید فرصتی است برای اینکه بفهمیم ما تنها مجموعه‌ای از نیاز‌های لحظه‌ای نیستیم. روزه می‌تواند تمرینی باشد برای کم‌رنگ‌تر کردن «من» و پررنگ‌تر دیدن «او»؛ یادآوری این حقیقت که پشت همه استقلال‌های ظاهری ما، وابستگی عمیقی به منبعی بزرگ‌تر وجود دارد. همین‌جاست که پارادوکس آغاز می‌شود؛ خالی شدن، مقدمه پر شدن است.

تابه‌حال به یک «نی» دقت کرده‌اید؟ زیبایی و نغمه دلنشین نی، دقیقا مدیون خالی بودن درون آن است. اگر داخل نی پر از گل یا سنگ باشد، دیگر هیچ نایی از آن برنمی‌آید. انسان هم دقیقا همین‌گونه است. ما در دنیای امروز آن‌قدر غرق در مصرف کردن و انباشتن هستیم که صدای اصلی وجودمان، زیر هیاهوی هضم و جذب غذا و دغدغه‌های مادی، گم شده است. رمضان درواقع یک «خلوت‌سازی» بزرگ برای شنیدن ملودی روح است.

شاید بپرسید گرسنگی، با هوش و فکر ما چه ارتباطی دارد؟ علم امروز به نتایج خیره‌کننده‌ای رسیده است. وقتی ساعت‌هایی به بدن غذا نمی‌رسد، مغز ما برخلاف تصور عموم، بیدارتر می‌شود. در یک مقاله علمی خواندم که دانشمندان می‌گویند در زمان روزه‌داری، نوعی پروتئین در مغز ترشح می‌شود که مثل «کود» برای سلول‌های عصبی عمل می‌کند؛ این یعنی بدن ما در اوج گرسنگی ارادی، هوشیارتر و دقیق‌تر می‌شود.

گویی پروردگار در طراحی وجود ما رمزی قرار داده است: «وقتی شکم را سبک می‌کنی، به جانت اجازه می‌دهی که بهتر ببیند و عمیق‌تر درک کند.» این همان حالتی است که قدیمی‌های ما به آن «صفای باطن» می‌گفتند. 

اما این ماجرا فقط جسمی نیست. در زندگی عادی، ما معمولا بنده و برده عادت‌هایمان هستیم؛ تا تشنه می‌شویم، می‌نوشیم و تا اراده می‌کنیم، می‌خوریم. اما در این ماه، ما جای «ارباب» و «بنده» را عوض می‌کنیم. وقتی در اوج تشنگی به لیوان آب نگاه می‌کنی و نمی‌نوشی، درواقع داری به بدنت می‌گویی: «من فقط این پوست و گوشت نیستم؛ من فراتر از نیاز‌های حیوانی‌ام هستم.» 

این «نه» گفتن باصلابت، بزرگ‌ترین پیروزی بشر است. با این تمرین، روح ما قدرت پیدا می‌کند که دربرابر خشم، قضاوت عجولانه و وسوسه‌های زندگی نیز بایستد؛ این یعنی پیدا کردن یک فرمانروای مقتدر درونی که دیگر به هر بادی نمی‌لرزد.

ازطرفی شکم همیشه‌سیر، مثل غباری روی آیینه قلب می‌نشیند و ما را دربرابر درد‌های دیگران، «بی‌حس» می‌کند. گرسنگی، اما این غبار را می‌شوید و دیوار‌های خودخواهی را نازک می‌کند. آدم روزه‌دار به‌خاطر ضعف جسمی‌اش، مهربان‌تر و افتاده‌تر می‌شود؛ چون با تمام وجودش حس می‌کند که چقدر ضعیف و محتاج است. اینجاست که به زیباترین خروجی معنوی این ماه می‌رسیم: «یادآوری فقر ما و غنای او.»

ما روزه می‌گیریم تا یادمان نرود که با تمام ادعاهایمان، بند یک جرعه آب هستیم. این «ضعف شیرین» در ساعات آخر روز، بزرگ‌ترین درس توحید است؛ اینکه بفهمیم ما از خود هیچ نداریم و هرچه هست، اوست. وقتی سفره تن را جمع می‌کنیم، درواقع داریم راه را برای سفره جان باز می‌کنیم.

روزه به ما می‌گوید: تو فقط یک بدن خاکی نیستی که با نان و آب زنده بماند؛ تو روحی هستی از جنس خدا که جز با «یاد او» سیر نمی‌شود. پس بیا امسال را، به گرسنگی نه به چشم یک رنج، بلکه به چشم یک فرصت برای «شفاف‌شدن» نگاه کنیم. خروجی این ماه برای من و تو، باید «ادب حضور» باشد؛ یعنی بفهمیم که در هر لحظه، سر سفره پروردگار نشسته‌ایم و اوست که ما را تماشا می‌کند.

رمضان، تمرین «کم کردن من» برای «پیدا کردن او» ست. بیایید به جای فکر کردن به طعم غذا، به طعم «آزادی» فکر کنیم؛ آزادی از اسارت عادت‌ها و بازگشت به آغوش مهربان کسی که ما را نه برای زمین، که برای پرواز آفریده است. خوشا به حال کسی که با شکمی خالی، اما قلبی لبریز از حضور حق، به استقبال خودش می‌رود!

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.